نظر علي الطالقاني
342
كاشف الأسرار ( فارسى )
مىشود به او مواقيت و ارتفاعات مثل اصطرلاب ، و آنچه وزن مىشود به او دوائر و قوسها مثل پرگار ، و آنچه وزن مىشود به او عمودها مثل شاقول ، و آنچه وزن مىشود به او خطوط مثل مسطر ، و آنچه وزن مىشود به او شعر مثل عروض ، و آنچه وزن مىشود به او علوم مثل منطق ، و آنچه وزن مىشود به او بعض مدركات مثل حسّ و خيال ، و آنچه وزن مىشود به او كلّ و او عقل مستقيم است ، و آنچه وزن مىشود به او عقايد و اعمال در روز قيامت . و در مقدمات صافى اين سخن را طولانىتر از اين آورده و از براى تحقيق متشابه و تأويل او ذكر نموده . 137 پس اعتقاد به اينكه ميزان قيامت به شكل ميزان دنيا است بسيار مشكل است و نفى جسمانى آن نيز بالمرّه مشكل است . پس آنچه معلوم است اصل ميزان است و علم همين قدر را خدا خواست كه معلوم ما نمود و اگر زياده از اين خواستى معلوم نمودى و هو العالم . مطلب دوّم در حساب است . بدان كه محاسبه يا از تجارت و معامله خيزد و يا از رياست و فرمانفرمائى و رعيت و سياستدارى ، و ميان خدا و بندگان تجارتى است : هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ ، 138 إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ، 139 و ميان بندگان و حواس و قوى و زيردستان سياستى . و تفصيل اين مطلب را در جاى ديگر كتاب ما طلب كن و اگر سرّ او را يافتى از ما تعجب مكن و آيات و احاديث حساب زياده از حد و حساب است . و ظاهر اخبار و مقتضاى اعتبار اين است كه حساب ميان بندگان و اخذ حقوق و مظالم ايشان از ايشان مقدم است بر حساب خدا براى خود از بندگان ، پس ما نيز آن را مقدّم داريم و نمونهاى از آن هنگامه بياوريم . كلينى ( قدس سره ) به سند معتبر از سيّد السّاجدين ( ع ) روايت كرده كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه چون روز قيامت شود حق تعالى مردم را محشور گرداند از قبرها عريان و پا برهنه و بىريش و بىعيب ، به روشى كه در روز اول خلق شده بودند ، در يك صحرا برانند ايشان را تا آنكه بايستند در عقبهء محشر و ازدحام بياورند و بر يكديگر سوار شوند و نگذارند كه از اين عقبه بگذرند ، پس نفسهاى ايشان بگيرد و عرق ايشان بسيار شود و ناله و گريهء ايشان بلند شود و اين اول هولى است از اهوال قيامت . پس ملكى از